عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
فرا رسیدن عید سعید فطر را خدمت شما تبریک و تهنیت عرض می کنم
--------------------------------
------------------

کودک نیستم که بهانه چیزی را بگیرم....
معشوق نیستم که نبودم کسی را ازار دهد
پسری هستم که خودم هم خودم را نمی شناسم.
در همه چیز دنیا مانده ام.
می خواهم کسی را نخواهم....
اما از تنهایی ام هم رنج می برم .
اما عاشق تنهایی ام هم هستم. اول می گریم و بعد دنبال بهانه برای گریه هایم می گردم.
خدایا کمکم کن اخر من چه می خواهم ؟
چیزی کم دارم که مرا وادار به سازش کرده ...و برای سازش تنها راهم گریستن است.
خداوندا :
تنها مخاطب نوشته هایم تو هستی
تو هستی که از زند گی ام اگهی....
قسم به پاکی و بزرگی ات کمکم کن و امید ی را در وجودم بگذار
که بهانه ای باشد برای خنده هایم
و برای دوباره زندگی کردنم.

من می خواهم بدانی ، امروز و هر روز
وقتی می گویم دوستت دارم، این فقط یک کلمه نیست
با یک معنی ساده......
این یک احساس است، در کنار قلب من
یک عاطفه است که وجود دارد به خاطر تو...
به خاطر تو، به خاطر تو، به خاطرتو
که قلب مرا روشن می کند، کلماتم را، زندگیم را روشن می کند...
دوستت دارم یعنی تو برای من شادی می آوری ،
و به من آرامش می دهی...
دوستت دارم یعنی تو بهترین دوست منی
کسی که می توانم به طرفش بروم؛ کسی که می توانم به او اعتماد کنم...
دوستت دارم یعنی تو شگفت انگیزی
انکار ناپذیرو همینطور عجیب خیلی عجیب عجیب تر از اونی که فکرش را می کنم...
نه عزیز عشق کشک و دوغ نیست
عشق ....
اگر گفتم خداحافظ نه این که رفتنت ساده است نه اینکه ...
فقط بخاطر اینکه خودت خواستی
برایم خیلی سخت است که بگویم خدا حافظ
چون رفتنت,دوریت و.... برایم سخت است
هر چه گفتم جدی می گویی خداحافظ
گفتی مگر من شوخی هم می کنم
باشد من میروم هر چند که خیلی سخت است
امید وارم هیچ وقت نه تو و نه من پشیمان بشویم
میروم شاید ....
گفتی فراموشم کن
گفتم نمی تونم نمی تونم نمی توانم
گفتم چرا مگه اون تو نبودی که که گفتی برایم خیلی بیش از اونی که فکر می کنی
ارزش داری
گفتی ....
باشد من که می دانم همه این حرفها شوخی بود
اما اصلا از این شوخی خوشم نیومد
می روم ....
دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟
گفت نه .
گفت دوستم داري؟
گفت نوچ؟
گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟
گفت اصلا؟
دختره چشماش پر از اشک شد.
هيچي نگفت
پسره بغلش کرد گفت:
تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.
تورودوست ندارم چون عاشقتم.
اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمیرم.
تو اين زمونه
سيستم گرونه
همه ميخوان کانکت بشن ، اما چگونه؟
رفته محبت ، هک شده عادت ، کجا "بي اف" ، کجا "جي اف" ، کجا يه همدم ؟
گلي تو دنيا ، لگين نميشه ، دنيا رو سرچش بکني ، پيدا نميشه
حالا واي واي ، واي واي واي
دعای نابودی اونایی که نظر نمی دن.
اگر اومدی و نظر ندادی و من ندیدم
الهی تو بمیری من نمیرم
سر قبرت بیام پارتی بگیرم
الهی سرخک و اوریون بگیری
تب مالت و بلای جون بگیری...الهی از سرت تا پات فلج شه
کمرت بشکنه,دستت کبودشه
الهی حسبه و MS بگیری
سره راه بیمارستان بمیری
الهی خیر نبینی
الهی کور بشی چشمت نبینه
بمیری,گم بشی,حقت همینه
الهی آسم تیپ A بگیری
هنوز که زنده ای,پس کی میمیری؟
الهی زن ایدزی بگیری
بفهمی داری از ایدزم میمیری
بیا تو یه نظر بده همین جا...که تا عمر داری زنده باشی و برپا
(اونایی که نظر نمیدن مواظب خودشون باشن)
الهی اگه نظر ندی دوست دخترت یا دوست پسرت بمیره
چرا مادر مرا 20 ساله كردي به سربازي مرا آواره كردي
فرستادي مرا با كول پشتي به صحرا مي برند با نان خشكي
گروهبانان مرا بيچاره كردنند لباس شخصي ام را پاره كردند
به خط كردند تراشيدند سرم را لباس ارتشي كردند تنم را
لباس ارتشي رنگ زمينه برادر غم مخور دنيا همينه
به صحرا مي برند چند افسر براي خواندن درس مسلسل
مسلسل لوله اي خودكار داره كمي تك تيرو كمي رگبار داره
بيا مادر بكن شيرت حلالم به غربت مي روم شايد نيايم
از آن روزي كه سربازي به پا شد ستم بر ما نشد بر دختران شد
بسوزد آنكه خدمت را بنا كرد تمام دختران را چشم به راه كرد
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی بر می گرده و نگات می کنه بدون براش مهمی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی بر میگرده و با عجله می یاد سمت تو بدون براش عزیزی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر میگرده و نگات می کنه بدون واسش قشنگی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه می کنی بر میگرده و می یاد باهات اشک بریزه بدون دوستت داره
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یه نفر دیگه حرف می زنی ترکت می کنه بدون عاشقته
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش می کنی فقط سکوت می کنه بدون دیوونته
اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون شده بدون که براش همه چی بودی
اگه یکی رو دیدی که یه روز از بی تو بودن می ناله بدون که بدون تو می میره
اگه یکی رو دیدی که بعد رفتنت لباس سفید پوشیده بدون که بدون تو مرده
اگه یکی رو دیدی که یه گوشه افتاده و پارچه سفید روش کشیدن بدون واسه خاطر تو مرده
د ارد هواي تو امشب سلطان قلب من!
اين دل به ياد هوايت سلطان قلب من!
دورت بگردم اي چمن سبز سر خوشي
گلزار جاودان دلم سلطان قلب من!
با من چه كرده اي كه به هر لحظه مي تپد
قلبم به عشق يك نظرت سلطان قلب من!
اي عين و شين و قاف ازل تا ابد تو را
ناميده اند و خوانده همان" سلطان قلب من"
كو كو كجاست نرگس مستي كه هديه كند
ناز نگاه ناز تو را سلطان قلب من!
مي پرورانم اين هوس عاشقانه را
در سر كه جان دهمت جان سلطان قلب من!
"بالا بلند عشوه گر نقش باز من"
ديباچه ي زمين و زمان سلطان قلب من!
روشن نموده خانه ي تاريك سينه ام
ماه منور رويت سلطان قلب من!
معشوق من مي من ساغرم بهار دلم
جانان جاودان جهان سلطان قلب من!
اورده ام به هديه دلي بي قرار و پاك
ايا قبول ميكني اش سلطان قلب من؟
مستند و در خروش وفغان دنياييان هنوز
از عشق يار دلكش و سلطان قلب من
عشق از براي ماندن و فر و شكوه خود
دستي زده به دامن سلطان قلب من
سلطان لاله هاي سحر سلطان رازقي
سلطان عشق عالم و سلطان قلب من
تا اخر الزمان زمين گريم از غمت
نيلوفر شهيد دلم سلطان قلب من!
امشب دوباره جوي دلم رنگ خون گرفت
با ياد سرخي رويت سلطان قلب من!
امد سراغ من امشب ياد روي تو 
تا شعر عاشقانه بگويم سلطان قلب من 
دوستان سلام
حالا که اینطور شد وبلاگو ادامه میدم![]()
هیچ وقت نمی خوام بگم که قد یه دنیا دوستت دارم ...
چون دنیا به روز تموم می شه ...
هیچ وقت نمی خوام بگم که مثل گلی ...
چون گل هم یه روز پژمرده می شه ...
هیچ وقت نمی خوام بگم که سیاهی چشمات مثل شبهای پر ستاره س ...
چون شب هم بالاخره تموم می شه ...
هیچ وقت نمی خوام بگم که مثل آب پاک و زلالی ...
چون آب هم که همیشه پاک نمی مونه ...
هیچ وقت نمی خوام بگم که دوستت دارم ....
چون من دوستت ندارم ...
آخه ... آخه ... آخه من عاشقتم ...
چقدر سخته هر لحظه با تو بودن ، اما از تو دور بودن ...
ناگهان پـــــرده بر انداخته...." ای ، یعنی چه؟"(!)
مست از خانه برون تاخته..." ای ، یعنی چه؟"(!)
عشق شون پت ، وَزده چنبـــــــره بر زندگيـم
سهم دل ، خشکه نپرداخته!..."اي يعني چه؟!"
اي کَيانـــــــــوش که با مـــــا وَزده شطرنجي
شـده چُلمنگ و فقط باخته!..."اي يعني چه؟!"
نَوَديدي کــــه "سحـــــــرناز" به روي "ليلــون"
باز هم خنجـــــر خود آخته؟!..."اي يعني چه؟!"
وا وَکن چشم و وَبين گرد نخــود چي فوکولَه!
کــار ِ اي "دو برره" ساخته!..."اي يعني چه؟!"
"بوالفضول الشعـــرا" حافظ طنز است و "بگور"
پيش او لُنـــگ وَ يَنــــداخته!..."اي يعني چه؟!"
**
هر که پنداشت تــو تعريف ز طنـــــزت فوکولي!
فعل معکــــوس تو نشناخته!..."اي يعني چه؟!"


اگه عشق من تو نيستی ، چرا می لرزه تنم
چرا از نبودنت ، خيلی ساده می شکنم
اگه عشق من تو نيستی ، چرا ميميرم برات ![]()
من چرا زنده ميشم ، واسه ديدن چشمات ![]()
اگه عشق من تو نيستی ، چرا طاقت ميارم
چرا من نمی تونم ، دست از سر تو بردارم
اگه عشق من تو نيستی ، چرا اينقدر سرپام
چرا هر جا که می ری ، من به دنبالت ميام
اگه عشق من تو نيستی ، چرا َپر َپر نميشم
چرا هر چی که می خونم ، دوريت را از بر نمی شم
اگه عشق من تو نيستی ، چرا قلبم می زنه ![]()
چرا وقتی نباشی ، قلب ترانه ميشکنه ![]()
![]()
![]()
بی تو هرگز نمی خواهم به آرزوهام برسم
با تو عمری می تونم به هر چی می خواهم برسم
با تو جون می گيرم ، رويه چشمام جاته
همه عشق من ، اون دو تا چشماته
راضی بشو به بودنم ، بدون كه عاشقت منم ، بی تو ميميرم
نمی دونی چی ميكشم از دست تو تويه همه دقايقم
ببين هنوز به عشقتو ،عاشقمو همون آدم سابقم
بی تو من می ميرم ، دلم ميگيره
بی تو هر جا باشم ، همه جا دلگيره
بی تو بودن سخت برام ، عاشقمو تو را می خواهم
بی تو ميميرم
از وقتي تو را شناخته ام ، از نظر من نه هيچ بازيگري ميتواند نقش هاي مثبت را به اندازه تو خوب بازي كند و نه هيچ هنرپيشه اي مي تواند نقشهاي منفي اش را اينقدر دوست داشتني عرضه كند . هزار جايزه داغ برايت كنار گذاشته ام !...
وقتي عروسك كوكي ام مي خندد يا گريه مي كند به ياد تو مي افتم كه همچون عروسكي از دست تو خنديدم و گريه كردم و آخر مرا كنار گذاشتي تا عروسكي جديد بخري و لابد ....
چگونه مرا به علفهاي هرز فروختي و اينگونه خشنودي !
تو در اين معامله بسيار زيان كرده اي و هنوز بي خبري .
ولي آرام آرام وقتي كه علفهاي هرز تمام ريشه هاي زندگيت را كندند و تمام آرزوهايت خشكيد به حرف من خواهي رسي . فعلا خوش باش.
هر وقت محبت هاي پوشالي ات را مي ديدم مي گفتم : جبران مي كنم !
اما حالا حرفم اين است : مطمئن باش تلافي مي كنم !
ناراحت من نباش ! من بعد از تو هر شب گريه مي كنم ، هر روز سكته مي كنم و هر ثانيه مي ميرم !!!
اصلا نگران نباش ، حتي يك لحظه هم راحت نمي نشينم كه تو عذاب بكشي !!!...
نه بغضي گلويم را گرفته بود
نه دلم شكسته بود
نه حتي قطره اي اشك در چشمم
حلقه زده بود
هرگز به زانو در نيامدم كه به پايش بيفتم
هر چند ، او روبرويم نشسته بود
بي آنكه مرا ببيند
و فقط نگاهش ازمن عبور ميكرد
كاش انقدر شفاف نبودم
آن وقت شايد مرا ، خودم را هم مي ديد
كم كم بغضي راه گلويم را مي بندد
بايد براي ديده شدن كاري كرد
شيشه را فقط با آلودگي اش ، با لكه هايش مي توان ديد
پس بايد دامن شفافم را
به قطره هاي اشك آلوده كنم
كار سختي نيست
كافي است نگاهش كنم
دامنم لكه دار خواهد شد
اما هنوز در روبرويم نشسته است
بي آنكه مرا ببيند
يا قطره هاي نشسته بر گونه هاي خشكم را
براي ديده شدن شيشه
فقط يك راه هست
راهي كه همه هميشه از آن مي گريزند
بايد شكست تا ديده شد
پس با كمال ميل شكسته مي شوم
و به پايش مي افتم
حالا هم بغض گلويم ر ا گرفته
هم گريه كرده ام
هم شكسته ام
هم به پايش افتاده ام
اما هنوز در برابر من نشسته است
بي آنكه مرا ببيند
يا خرده شيشه هاي
افتاده به پايش را .
تو را دوست ندارم نه دوستت ندارم
اما هنگامی که نیستی
غمینم
و به آسمان آبی بالای سرت
و اخترانی که تو را میبینند
رشک می برم
تو را دوست ندارم
اما نمیدانم چرا
آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند
وبارها در تنهایی از خود پرسیده ام
چرا آنهایی که دوستشان دارم
بیشتر شبيه تو نیستند
تو را دوست ندارم
اما هنگامی که نیستی
از هر صدایی بیزارم
حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم
زیرا صدای آنها
طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند
تو را دوست ندارم
اما چشمان گویایت
با آن آبی عمیق و درخشان
بیش از هر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد
آه میدانم که دوستت ندارم
اما افسوس دیگران دل ساده ام را
کمتر باور دارند
و چه بسا به هنگام گذر
میبینم که بر من میخندند
زیرا آشکارا مینگرند
نگاهم به دنبال توست
كنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
كه اسفنديارش يكي disk داد بگفتا به رستم كه اي نيكزاد
در اين diskباشد يكي fileناب كه بگرفتم از site افراسياب
چنين گفت رستم به اسفنديار كه من گشنمه نون سنگك بيار
جوابش چنين داد به رستم طرف كه من نون سنگك ندارم به كف
برو هال مي كن بدين disk هان! كه هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
چو آمد به نزد mini towerاش بزد ضربه بر دكمه power اش
دگر صبر ارام و طاقت نداشت مران disk را در driveاش گذاشت
نكرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يكي list از root ديسكت گرفت
در ان disk ديدش يكي file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
كز ان يك demo شد پس ازآن عيان ابا فيلم و موزيك و شرح و بيان
به ناگه چنان سيستمش كرد hang كه رستم در آن ماند مبهوت و منگ
چو رستم دگر باره reset نمود همي كرد هنگ و همان شد كه بود
تهمتن كلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد كه ليسانس رايانه بود
بدو گفت رستم كه همه مشكلش وز ان disk و برنامه خوشگلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يكي ديسك bootable آورد پيش
يكي toolkit اندر ان disk بود بر اورد ان را و اجرا نمود
همي گشت toolkit هارد اندرش چو كودك كه گردد پي مادرش
به ناگه يكي رمز virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو virus را نيك بشناختش مر از boot sector بر انداختش
يكي ضربه زد بر سرش toolkit كه هر بايت ان گشت هشتاد bit
به خاك اندر افكند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش كه اين بار بگذشت از پل خرش
دگر باره اما خريت مكن ز رايانه اصلا تو صحبت مكن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر disk از اسفنديار
آخر يه روز تيک ميگيری لباسهای شيک ميگيری
بابات را ميکنی کچل تا بينی رو کنی عمل
با همراهت زنگ ميزنی عينک رنگ رنگ ميزنی
اين دل و اون ميزنی هي به موهات ژل ميزنی
جنس لباسات تريکو موزيک فقط از انريکو
جوراب های فسقلکی روسرهای الکی
با اشوه های شُتری ميشينی پشت موتوری
تو خيالت خيلي تکی فکر ميکنی با نمکی
خوشی با اين تيپ خفن حالا قشنگی مثلا ؟
> به آسانی میشه در دفترچه تلفن کسی
> جایی پیدا کرد
>
> ولی به سختی میشه در قلب او
> جایی پيدا کرد.
>
>
>
> به راحتی میشه در مورد اشتباهات ديگران
> قضاوت کرد
>
> ولی به سختی ميشه اشتباهات خود را پيدا
> کرد.
>
>
>
> به راحتی ميشه بدون فکر کردن حرف زد
>
> ولی به سختی ميشه زبان را کنترل کرد.
>
>
>
> به راحتی ميشه کسی را که دوستش داريم از
> خود برنجانيم
>
> ولی به سختی ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
>
>
>
> به راحتی ميشه کسی را بخشيد
>
> ولی به سختی ميشه از کسی
> تقاضای بخشش کرد.
>
>
>
> به راحتی ميشه قانون را تصويب کرد
>
> ولی به سختی ميشه به آنها عمل کرد.
>
>
>
> به راحتی ميشه به روياها فکر کرد
>
> ولی به سختی ميشه برای بدست آوردن
> يک رويا جنگيد.
>
>
>
> به راحتی ميشه هر روز از زندگی لذت برد
>
> ولی به سختی ميشه به زندگی ارزش
> واقعی داد.
>
>
>
> به راحتی ميشه به کسی قول داد
>
> ولی به سختی ميشه به آن قول عمل کرد.
>
>
>
> به راحتی ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد
>
> ولی به سختی ميشه آنرا نشان داد
>
>
>
> به راحتی ميشه اشتباه کرد
>
> ولی به سختی ميشه از آن اشتباه درس گرفت.
>
>
>
> به راحتی ميشه گرفت
>
> وی به سختی ميشه بخشش کرد.
>
>
>
> به راحتی ميشه یک دوستی را با حرف
> حفظ کرد
>
> ولی به سختی ميشه به آن معنا بخشيد.
>
>
>
> و در آخر:
>
> به راحتی ميشه اين متن را خوند
>
> ولی به سختی ميشه به آن عمل کرد
> Good Luck
>
> Alwayes
>
> Bye
> صورتش از خشم گلگون بود ...
>
> و دستانش به زیر پوششی از گرد ...
> پنهان بود ....
>
> ........ ولی آخر کلاسی ها
> لواشک بین خود تقسیم می کردند ....
> وان یک ... گوشه ای دیگر
> « جوانان » را ورق می زد .......
>
> برای آنکه بیخود ...های و هو
> می کرد و ..... با آن شور بی پایان
> تساوی های جبری را نشان می
> داد ......
>
> با خطی خوانا به روی تخته ای کز
> ظلمتی تاریک
> غمگین بود
> تساوی را چنین بنوشت :
> « یک با یک برابر هست ...»
>
> از میان ِ جمع شاگردان یکی برخاست ،
> همیشه یک نفربايد بپاخیزد
> به آرامی سخن سر داد :
>
> تساوی اشتباهی فاحش ومحض است ...
>
> معلم
> مات بر جا ماند .
>
> و او پرسید :
>
> اگر یک فرد انسان واحد یک بود ....
> آیا باز ......... یک با یک برابر
> بود ؟
>
>
> سکوت مدهشی بود و ... سوالی سخت .... !!
>
> معلم خشمگین فریاد زد :
> آری برابر بود .
>
> و او با پوزخندی گفت :
> اگر یک فرد انسان واحد یک بود
> آنکه زور و زر به دامن داشت
> بالا بود ...
> وانکه
> قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت
> پایین بود ... !؟؟
>
> اگر یک فرد انسان واحد یک بود
> آنکه صورت نقره گون ،
> چون قرص مه می داشت
> بالا بود ....
> وان سیه چرده که می نالید
> پایین بود ... !؟
>
> اگر یک فرد انسان واحد یک بود .....
> این تساوی زیر و رو می شد !!!
>
> حال می پرسم :
> یک اگر با یک برابر بود ...
>
> نان و مال مفت خواران
> از کجا آماده می گردید ؟
>
> یا چه کس دیوار چین ها را بنا
> می کرد ........؟
>
> یک اگر با یک برابر بود ...!
> پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟
> یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟
>
> یک اگر با یک برابر بود .....
> پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟
>
> معلم ناله آسا گفت :
> بچه ها در جزوه های خویش
> بنویسید :
>
> یک با یک برابر ....
> نیست .........
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
اوستاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم
بیا من آمدم پای messenger/ شدم محسور آوای messenger
بیا hard دلت را ما ببینیم / گلی از گنج home pageت بچینیم
بیا icon نمای بی نشانم / که من جز آدرس mailت ندانم
بیا امشب کمی online باشیم/ و یا تا صبح تا sun shine باشیم
بیا ای حاصل search جهانی / بیا اجرا کن آن file نهانی
بیا در دل تو را کم دارم امشب / حدودا 100 مگی غم دارم امشب
اگر آیی دعایت می نمایم / دعا تا بی نهایت می نمایم
مبادا لحظه ای dc شوی یار / جدا از پای آن pc شوی یار
مبادا نام ما را پاک سازی / و کاخ آرزو را خاک سازی
بمان تا جاودان اندر دل من / بمان تا حل شود هر مشکل من
قشنگ بود نه؟ اگه سختتون نیست یه نظر هم بدین mer30![]()
میخوام بگم دوستت دارم ولی بازم روم نمیشه
این دل بیقرار من یک لحظه آروم نمیشه
میخوام بگم دوستت دارم میخوام که با تو بمونم
شعرای عاشقونمو فقط واسه تو بخونم
میخوام بگم دوست دارم هر جا باشی هرجا باشم
میخوام بگم دوستت دارم بگم تو قلب من تویی
اگه که درمون ندارم بدون که درد من تویی
می خوام بگم دوستت دارم یه عالمه خیلی زیاد
شب که بهت فکر میکنم من دیگه خوابم نمیاد
می خوام بگم دوستت دارم می خوام که اینو بدونی
اگه نمیتونم بگم اینو تو شعرام بخونی


شبي در شب ترين شبها، تو ماهم مي شوي آيا
تو تسليم تماشاي نگاهم مي شوي آيا
شبيه يك پرنده، خيس از باران كه مي آيم
تو با دستان پر مهرت، پناهم مي شوي آيا
پس از طي كردن فرسنگها راهي كه مي داني
كنار خستگيها، تكيه گاهم مي شوي آيا
شناكردن ميان خاك را بد من بلد هستم
تو اقيانوس موج آماج را هم مي شوي آيا
نگاه ناشيانه من به هستي داشتم عمري
تو تصحيح تمام اشتباهاتم مي شوي آيا
ا گر بي روز و بي تقويم ماندم من
به و صل فصلهايت، سال و ماهم مي شوي آيا
براي دوستم داري گواهت بوده ام عمري
براي دوستت دارم گواهم مي شوي آيا
شب افسانه اي با تو طلوع تازه اي دارد
تو در صبح اساطيري پگا هم مي شوي آيا
صبور و ساده اي اما ،عميق و ژرف،عشق من
براي حرف نجوا، نعره چاهم مي شوي آيا
پس از صد سال ا گر بد ترجمه كردي نگاهم را
به پاس اشكهايم عذر خواهم مي شوي آیا تو شيرينتر از آن هستي كه شادابيت كم گر و از خود تلخ مي پرسم تباهم مي شوي آيا
